است تا وارثى برايش باشد ، و زائيده نگشته است تا شريكى براى او بوده باشد ! »
و نيز در « توحيد » صدوق وارد است كه در خطبهء ديگرى كه از أمير المؤمنين علىّ بن أبى طالب عليه السّلام نقل نموده است آن حضرت فرموده است :
الَّذِى لَمْ يُولَدْ فَيَكُونَ فِى الْعِزِّ مُشَارَكاً ، وَ لَمْ يَلِدْ فَيَكُونَ مَوْرُوثًا هَالِكاً .
« آن كس است كه از ديگرى متولّد نگشته است تا اينكه در عزّت مشارِك با غيرش بوده باشد ، و تولّد نكرده است تا اينكه خودش موروثِ مرده ( ارث بردهشدهء از بين رفته ) بوده باشد . »
و نيز در « توحيد » صدوق در خطبهاى از آن حضرت عليه السّلام آورده است كه :
تَعَالَى أَنْ يَكُونَ لَهُ كُفْوٌ فَيُشْبِهَ بِهِ .
« بلند مقام و عالىدرجه است از آنكه براى وى شريكى باشد تا آن شريك با او مشابهت داشته باشد . »
علّامه ( قدّه ) مىفرمايد : دراينباره از معانى متقدّمه روايات ديگرى نيز وارد شده است . « 1 »
غزل شيواى فيض كاشانى در « لا إلَه إلا الله »
عالِم بىبديل در ميان عالم تشيّع در جامعيّت نسبت به جميع علوم « 2 » مرحوم ملّا محمّد محسن فيض كاشانى ، غزلى بسيار آبدار و شيوا سروده است كه به
لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ
ختم مىگردد . چون حاوى جميع معانى تفسيريّهء
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
است و ليكن با رموز عارفانهء مختصّ به اهل دل و ارباب عرفان ، چه
هامش
( 1 ) « الميزان فى تفسير القرءان » ج 20 ، ص 543 تا ص 548 ، تفسير سورهء إخلاص
( 2 ) اين گفتار از حضرت علّامه است كه آن را حقير در كتاب « مهر تابان » در ص 26 از طبع أوّل ، ( و ص 43 از طبع دوّم ) نقل نمودهام .