تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
مىباشد كه تولّد چيزى از چيز دگرى صورت نمىگيرد مگر بواسطهء نيازى كه موجود تولّد شده در اصل وجودش به موجودى كه از آن تولّد شده است داشته باشد ؛ و خداوند سبحانه صَمَد است ، حاجت ندارد . و امّا سبب آنكه كُفْو ندارد ( شريك و همتا و انباز ) چه آنكه شريك را براى او در ناحيهء ذاتش فرض كنيم يا در ناحيهء فعلش ، آن مىباشد كه كفو بودن در موجودى متحقّق نمىگردد مگر با استقلال و استغنايش از خداى تعالى در آنچه را كه كفو بودن صادق است . و خداى سبحانه صمد است على الإطلاق ، ما سواى او از تمام جهاتى كه فرض شود نيازمند به دو هستند . و از آنچه بيان شد معلوم گشت كه دو جهت نفيى كه در اين دو آيه وارد شده است ، متفرّع است بر صمديّت خداى تعالى ، و مرجع صمديّت او و آنچه بر آن متفرّع است بسوى توحيد اوست در ذاتش و صفاتش و افعالش به معنى آنكه او واحد است ، نه چيزى را توانِ آن مىباشد كه نظير وى گردد و نه شبيه وى . و بنابراين ذات خداى تعالى « بِذاتِهِ لِذاتِهِ » مىباشد بدون آنكه استناد به غيرش داشته باشد و نياز به ما سواى خود . و همچنين است اين مهمّ راجع به صفات او و افعال او . و ذوات و صفات و افعال ما سواى او هر كه باشد و هر چه باشد ، به افاضهء اوست به گونه‌اى كه لايق ساحت كبريائيّت و عظمتش باشد . لهذا محصَّل سوره توصيف خداى تعالى خواهد شد كه او أحد واحد است . و از چيزهائى كه گفته شده است در اين آيه آنست كه مراد به كُفْو زوجه است ، چون زوجهء مرد كفو اوست ؛ و بنابراين در رديف معنى گفتار ديگر خدا قرار مىگيرد كه :
تَعالى جَدُّ رَبِّنا مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً
« 1 » و اين گفتارى است سست
هامش
( 1 ) آيه 3 ، از سورهء 72 : الجنّ : وَ أَنَّهُ تَعَالى جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صحِبَةً وَ لَا وَلَداً .