حضيض مىباشد بسوى مبدأ نخستين و رَبّ حىِّ عليم ازلى و ابدى ، همهاش فعليّت و ظهور مىباشد كه در وجود خويشتن بالمعاينه مشاهده مىكند .
روى اين برهان كه متّخذ است از مجموع كتب صدر المتألّهين شيرازى ؛ افتخار ما و افتخار اسلام و مسلمين و افتخار بشريّت تا روز قيامت ، ملاحظه مىكنيد كه چقدر انسان داراى ترقّى و كمال بوده است ! و كسانى كه از فلسفه و حكمت وى دور هستند و در تكاپوى فهم آن عمر عزيزشان را سپرى نمىكنند چقدر در ظلمت و جهالت غوطهورند ! « 1 » آرى طبق كريمهء قرآن :
أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ
. « 2 »
« ايشان از راه دور و درازى صدا زده مىشوند . »
به خلاف مؤمنين متوغِّل در علوم الهيّه و حكمت متعاليه كه
وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ
. « 3 »
هامش
( 1 ) خواجه شمس الدّين حافظ شيرازى قدّس سرّه اسرار عالم خلقت را ضمن چند بيت گرد آورده است :در ازل پرتو حسنت ز تجلّى دم زد * عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد
جلوهاى كرد رخت ديد ملك عشق نداشت * عين آتش شد از اين غيرت و بر آدم زد
عقل مىخواست كزان شعله چراغ افروزد * برق غيرت بدرخشيد و جهان بر هم زد
مدّعى خواست كه آيد به تماشاگه راز * دست غيب آمد و بر سينهء نامحرم زد
ديگران قرعهء قسمت همه بر عيش زدند * دل غمديدهء ما بود كه هم بر غم زد
جان علوى هوس چاه زنخدان تو داشت * دست در حلقهء آن زلف خم اندر خم زد
حافظ آن روز طرب نامهء عشق تو نوشت * كه قلم بر سر اسباب دل خرّم زد( « ديوان حافظ » از طبع محمّد قزوينى و دكتر قاسم غنىّ ، ص 103 و 104 )
( 2 ) ذيل آيه 44 ، از سورهء 41 : فصّلت
( 3 ) آيه 10 و 11 ، از سورهء 56 : الواقعة