پير ما گفت خطا بر قلم صُنع نرفت * آفرين بر نظر پاك خطا پوشش باد
شاه تركان سخن مدّعيان مىشنود * شرمى از مَظلمهء خون سياوشش باد
گرچه از كبر سخن با من درويش نگفت * جان فداى شكرين پستهء خاموشش باد
چشمم از آينهدارانِ خط و خالش گشت * لبم از بوسهربايانِ بَر و دوشش باد
نرگسِ مستِ نوازشكنِ مردمدارش * خون عاشق به قدح گر بخورد نوشش باد
به غلامىّ تو مشهور جهان شد حافظ * حلقهء بندگى زلف تو در گوشش باد « 1 »
تفاوتها در عالم خلقت صحيح است ؛ تبعيض وجود ندارد
و امّا دربارهء براهين حِكميّه عرض مىكنيم :
اوّلًا بايد دانست آنچه را كه در عالم ، مشهود است تفاوت است نه تبعيض .
تبعيض آنست كه مثلًا در كاسهء طعام دو نفر مستحقّ كه كاسهء آنها به قدر هم است و استحقاقشان نيز يك اندازه است ، در يكى به مقدار خوراك او بريزيم و در ديگرى نصف آن مقدار . و امّا اگر به يك نفر مستحقّى كه گرسنه است دو برابر مستحقّ ديگرى كه نيم گرسنه است بدهيم ، تبعيض نخواهد بود بلكه تفاوت است و صحيح . اگر عالِمى در وقت درس براى شاگرد كمهوش بيشتر بيان كند تا
هامش
( 1 ) « ديوان خواجه شمس الدّين محمّد حافظ شيرازى » طبع حسين پِژمان ، غزل شمارهء 167 ، ص 75 و 76