بازپس گرفته است !
أبو طلحه گفت : من سزاوارتر هستم از تو كه در اين واقعه شكيبا باشم . ( چون مَردم و تو زن هستى ، و صبر و تحمّل مردان بيشتر است . ) در اين حال برخاست و غسل انجام داد و دو ركعت نماز گزارد و به حضور پيغمبر صلّى الله عليه و آله روان گشت ، و داستان امّ سليم را بيان كرد .
پيغمبر صلّى الله عليه و آله فرمودند : خداوند مبارك گرداند براى شما فرزندى را كه از اين مواقعه بوجود خواهد آمد !
سپس پيغمبر صلّى الله عليه و آله فرمودند : تمام مراتب حمد و سپاس اختصاص به خداوند دارد ، آنكه در بين امّت من همانند آن زن شكيباى در بنى إسرائيل را قرار داد . »
در اينجا در تتمّهء روايت آمده است كه :
« به حضرت عرض شد : اى رسول خدا ( صلّى الله عليه و آله ) داستان آن زن صابره چيست ؟ !
حضرت فرمود : در ميان بنى اسرائيل زنى بود كه شوهر داشت و از آن ، دو پسر زائيده بود . مرد زن را گفت : غذائى آماده ساز كه مىخواهم مردم را دعوت كنم ! زن غذائى مهيّا كرد و مردم در خانهء او مجتمع شدند . و آن دو پسر مشغول بازى بودند كه ناگهان در چاهى كه در خانه بود فرود آمدند . زن ناپسند داشت كه اين ضيافت بر شوهرش مُنقَّص گردد . دو طفل را در اطاق آورده و بر رويشان لباس كشيد .
چون ضيافت خاتمه يافت مرد بر زن داخل شد و گفت : دو پسر كجا هستند ؟ !
زن گفت : در اطاق مىباشند . و آن زن قدرى عطر استعمال كرده بود ، و خود را بر شوهر عرضه داشت تا آميزشى صورت گرفت .
الله شناسى (فارسى) — صفحة 156
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٥٦