بشر قابل درك و فهم باشد ، حتى در آن دورانى كه بشر به واقعيت اين ستون ناپيدا پى نبرده بود ، از اين عبارت مىفهميد كه اين كاخ بىستون ، ستونهايى نامريى دارد كه بهسان ستونهاى عمارت ، اين كاخ برافراشته را حفظ مىنمايد .
2 . « ترونها » را جملهء مستقل گرفته مرجع ضمير را « سماوات » بدانيم . در اين صورت معناى آيه چنين مىشود : آسمانها را بدون ستون برافراشت و شما نيز آن را به همين وضع مشاهده مىكنيد .
اين نظر علاوه بر اين كه با احاديثى كه از پيشوايان ما وارد شده مخالف است ؛ خلاف قواعد ادبى است زيرا تا آنجا كه امكان داشته باشد بايد ضمير به نزديكترين مرجع ( يعنى عمد ) برگردد ؛ و ارجاع آن به مرجع دور ( يعنى سماوات ) خلاف ظاهر است . قرآن مجيد در آيات ديگر نيز ، به وضع آسمانها و زمين اشاره كرده آنجا كه مىفرمايد :
« إِنَّ اللهَ يُمْسِكُ السَّمَواتِ وَالْأَرْضَ أَنْ تَزُولَا . . . ؛ « 1 »
خداوند آسمانها و زمين را از اينكه از محل خود بيرون بروند ، نگاه مىدارد » .
و اين كه خداوند نگاهدارندهء آسمانها و زمين است ، مانع از آن نيست كه يك رشته عوامل طبيعى ، به فرمان خدا ، در حفاظت آنها مؤثر باشد . امام اميرمؤمنان عليه السلام در برخى از خطبهها به اين حقيقت علمى دربارهء زمين تصريح كرده و مىفرمايد :
« أرساها على غير قرار و أقامها به غير قوائم و رفعها دعائم ؛ « 2 »
زمين را بدون تكيهگاه استوار ساخت و آن را بدون پايه ، به پا داشت و بدون ستون برافراشت » .
هامش
( 1 ) . فاطر ( 35 ) آيهء 41 .
( 2 ) . نهجالبلاغه ، خ 228 .