را به سوى خود مىكشد ، پيش از نيوتن احساس كرده بودند ؛ اما اينكه اين قانون عمومى در سرتاسر جهان آفرينش مىباشد ، ظاهراً كسى پيش از نيوتن از آن آگاهى نداشت و تنها او بود كه براى نخستين بار در قرن هفدهم ميلادى با الهام گرفتن از سقوط يك سيب به زمين ، پرده از روى اين قانون بزرگ برداشت .
مىخواهيد شما هم مسألهء سقوط سيب را افسانه و ساختگى بدانيد آنچنان كه هوپ (
HOP
) دانشمند معروف تصور كرده است يا براى آن واقعيت قائل باشيد ؛ در هر دو صورت اين را نمىتوان انكار كرد كه كاشف قانون جاذبهء عمومى نيوتن است .
اهميت اين قانون به قدرى است كه بعضى ، قرن هفده را « قرن نيوتن » ناميدهاند . نيوتن ساعتهاى طولانى در سكوت و انديشه فرو رفت ، تا توانست اين قانون پيچيده را كشف كند و اين جمله را اثبات نمايد كه « هر دو جسم ، يكديگر را به نسبت مستقيم جرمها و به نسبت معكوس فاصلهها ، جذب مىكنند » « 1 » .
قرآن مجيد متجاوز از ده قرن قبل از نيوتن به اين حقيقت علمى در دو جاى قرآن « 2 » تصريح كرده و مىفرمايد :
« اللّهُ الّذى رَفَعَ السَّمواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها ؛
خداوندى كه آسمانها را بدون ستون مريى برافراشته است » .
توضيح اينكه مفسران در جمله « به غير عمد ترونها » دو احتمال دادهاند :
1 . جملهء « ترونها » صفت « عمد » جمع « عمود » ، باشد و ضمير در « ترونها » به « عمد » بر گردد نه به « سماوات » . در اين صورت معناى جمله چنين خواهد بود :
خداوندى كه آسمانها را بر افراشت بدون ستونى كه ديده شود . و در حقيقت ، آيه ستون مريى را نفى مىكند ، نه اصل ستون را . اين نظر را بسيارى از مفسران
هامش
( 1 ) . قرآن و آخرين پيامبر ، ص 168 .
( 2 ) . يكى همين سوره و ديگرى لقمان ( 31 ) آيهء 10 .