2 . استيلا بر عرش قدرت ؛
3 . تسخير خورشيد و ماه ؛
4 . حركت عمومى كرات آسمانى ؛
5 . تدبير جهان آفرينش .
هماكنون به تفسير نخستين قسمت آيه - كه يكى از معجزات علمى قرآن است - مىپردازيم .
1 . قرآن و جاذبه عمومى
صفحهء نيلگون آسمان ، همواره با اجرام شفاف و درخشندهء خود مورد توجه انسان بوده است و هر دورهاى به نحوى مورد تفسير واقع شده و نظريات گوناگونى در مورد آن ابراز گرديده است : روزگارى هيأت ذيمقراطيس و دورانى هيأت فيثاغورث افكار دانشمندان جهان را به خود مشغول ساخته بود و سپس فرضيهء بطلميوس - كه يك قرن و نيم پيش از ميلاد پديد آمد - حدود پانزده قرن بر جوامع علمى جهان از شرق و غرب حكومت كرد و در نهضت اخير علمى غرب ، اساس آن به وسيلهء چهار دانشمند غربى متزلزل گرديد و معلوم شد كه آن همه تفسيرها و دقتها دربارهء آسمانها و زمين ، پندارى بيش نبوده است .
كپرنيك لهستانى ، مركزيت زمين را تكذيب كرد . كپلر آلمانى ثابت نمود كه هر سيارهاى در گردش خود به دور خورشيد يك مدار بيضى شكل را طى مىكند . گاليله ايتاليايى با اختراع دوربين ، ستارگان نامريى بسيارى كشف كرد .
نيوتون با كشف قانون جاذبهء عمومى ثابت نمود كه بر خلاف پندار بطلميوس كه تصور مىكرد كه ستارگان مانند ميخ بر پيكر جسمى بىرنگ ( فلك ) كوبيده شدهاند ، ميليونها منظومهء شمسى و كهكشانها و سحابىها در فضا معلقند و در پرتو قانون جاذبه و قانون نيروى گريز از مركز - كه بر سرتاسر جهان آفرينش ، در تمام كرات و سيارات و كواكب و كهكشانها و حتى ميان دو ذرهء بسيار كوچك و