گرفتارى مسيح و خواب شيرين حواريون
مسيح در شب گرفتارى خود ، به آنان دستور داد كه بيدار بمانند ولىآنان بر خلاف دستور وى در خواب شيرين فرو رفتند ، حتى مسيح مقدارى نماز خواند و پيش آنان آمد همه را در خواب ديد و به پطرس گفت : نمىتوانستيد يك ساعت با من بيدار باشيد و دعا كنيد . بار ديگر رفت مشغول نماز شد و برگشت دوباره همه را در خواب ديد ، سپس درمرتبهء سوم برگشت و به حواريون گفت : حالا بخوابيد و استراحت كنيد . « 1 »
نه تنها در شب گرفتارى عيسى به خواب رفتند ، بلكه در لحظهء گرفتارى وى ، او را رها نمودند و فرار كردند . « 2 »
اكنون ما كدام از اين دو ترسيم را بپذيريم ؛ ترسيمى كه آنان را در آستانهء پيامبران قرار داده و صاحبان كرامت و خارق عادت معرفى مىكند ، يا ترسيم ديگرى كه حاكى از جبن و زبونى و ضعف ايمان آنان است تا آن جا كه كارهايى انجام مىدهند كه هرگز يك مؤمن عادى ، حاضر نيست آنها را انجام دهد ؛ مثلاً پيشواى خود را در برابر سى درهم به دژخيمان يهود مىفروشند و در موقع گرفتارى مسيح به خواب اندرند و يا پا به فرار مىگذارند ، گويا عيسايى نبوده و مسيحى نيامده است .
پيشواى مسيحيان از مسيح ، تبرى مىجويد
پطرس ، رئيس حواريون و خليفهء عيسى ، دراين كه مانند ديگران در
هامش
( 1 ) . انجيل متى ، باب 27 ، جملهء 36 - 46 ( با تلخيص ) .
( 2 ) . همان ، جملهء 57 ( با تلخيص ) .