بلكه منظور نتيجهگيرى است ، يعنى از آنجا كه به لقمان ، حكمت عطاكرديم ، از اين جهت در برابر اين نعمت بزرگ به او دستور داديم كه شكر خدا را به جا آورد .
شكر در لغت عرب به معناى اظهار نعمت و نشر وپخش آن در برابر كفر كه فراموش كردن وپنهان نمودن آن است .
به طور مسلّمْ اظهار نعمت درجاتى دارد . دانشمندان مىگويند كه سپاسگزارى سه درجه دارد :
1 . شناسايى نعمت دهنده است . امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
« وأدْنَى الشُّكْرِ رُؤْيَةُ النِّعْمَةِ مِنَ اللّهِ ؛ « 1 »
كمترين مراتب سپاسگزارى ، اين است كه انسان بداند نعمتى كه در اختيار دارد از جانب خداوند است . »
و اين همان سپاسگزارى قلبى است كه نخستين درجهء « شكر » شمرده مىشود . « 2 » 2 . سپاسگزارى وشكر وتقدير به وسيلهء زبان است كه اين قسمت در تشويق نعمت دهنده تأثير به سزايى دارد ؛ البته اين اثر در صورتى است كه نعمت دهنده بشر باشد نه خدا ، زيرا تشويق خدا كه معناى آن تأثر از گفتار بندگان باشد ومدح وثناى بنده در او
هامش
( 1 ) . همان ، ص 710 .
( 2 ) . در روايت ديگرى مىفرمايد :
« مَنْ أنْعَمَ اللّهُ علَيهِ نِعْمَةً فعَرَفَهَا بِقْلْبِهِ وعَلِمَ أنّ المُنْعِمَ علَيهِ ، اللّهُ تعالَى فقَدْ أدّى شُكْرَها . »
( سفينة البحار ، ج 1 ، ص 711 ؛ تحف العقول ، ص 369 . )