است ؛ آگاهى او از اين دو چيز ، غير آن است كه اين آگاهى حتى از طريق وحى والهام به ديگران تعدى نكند .
همچنين دو قسمت آخر آيه ، اين است كه هيچ بشرى از كارهاى فرداى خود آگاه نيست ، ولى آگاه نبودن از اين دو چيز ، غير آن است كه اين دو نوع آگاهى از مختصات باشد و بر ديگران حتى با تعليم الهى ، تجاوز نمىكند و يا ارادهء حكيمانه خداوند بر اين تعلق گرفته است كه كسى از اين دو موضوع مطلع نشود ، هرگز چنين چيزى از اين جملهها استفاده نمىشود .
موقعى اين حقيقت را بيشتر تصديق مىكنيد كه روايات مربوط به علم غيب را در نظر بگيريد . در اين روايات از آگاهى پيشوايان معصوم از سرنوشت انسانها و محل مرگ و شهادت خود سخن بهميان آمده است . اين روايات از نظر تعداد آن چنان فزونى دارد كه هرگز نمىتواند آنها را به بهانه اين كه غالباً سند ندارند رد كرد يا تأويل نمود .
گذشته از اين كه علم هواشناسى ، علم نوپا ونوبنياد است و هنوز پنجاه سال بيشتر از عمل آن نگذشته است ، ممكن است بشر براثر تكامل دستگاههاى مربوط به هواشناسى ، از وقت نزول برف و باران به درستى آگاهى پيدا كند ، هر چند تاكنون در اين قسمت ، پيشرفت زيادى نكرده و چه بسا گزارشهاى ادارهء هواشناسى نادرست از آب در آمده است .
دربارهء جنينشناسى ، بشر در آستانه تكميل وسايلى است كه او
مربى نمونه (تفسير سوره لقمان) (فارسى) — صفحة 266
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٦٦