مُقْتَصِدٌ وَما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلّا كُلُّ خَتّارٍ كَفُورٍ ؛
و چون موجى كوه آسا آنان را فرا گيرد ، خدا را بخوانند واعتقاد [ خود ] را براى او خالص گردانند ، و [ لى ] چون نجاتشان داد و به خشكىرساند ، برخى از آنان ميانهرو هستند ونشانههاى ما را جز هر خائن ناسپاسگزارى انكار نمىكند . »
هدف اين دو آيه ، بيان دو سنخ از توحيد است : يكى توحيد استدلالى ؛ ديگرى توحيد فطرى .
توحيد استدلالى جز اين نيست كه از طريق تفكر وتدبر در آيات خدا وبالاخص در نظام بديع خلقت به پديدارندهء انسان وجهان پىببريم ، زيرا تصادف كور وكر و يا بتهاى فلزى وچوبى واجرام سماوى نمىتوانند چنين جهان منظمى را به وجود آورد .
توحيد فطرى براساس ناديده گرفتن برهان واستدلال عقلى ، استوار است . در اين قسمت ، انسان ناخودآگاه به نقطهاى كه آن را مركز قدرت وعلم مىداند كشيده مىشود ، هر چند علت آن كشش روشن نباشد .
در آيههاى مورد بحث ، هر دو سنخ از توحيد بيان شده است . اينك بيان توحيد استدلالى از مشاهدهء نظم در گردش كشتيها در درياها .
مربى نمونه (تفسير سوره لقمان) (فارسى) — صفحة 250
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٥٠