است ، بلكه سخن خدا كار و عمل اوست .
جايى كه كوه وكاه يكى است
نخستين آيهء مورد بحث ، معرف علم بىپايان خداوند است وآيهء ديگر ، يعنى آيهء « ما خَلْقُكُمْ وَلا بَعْثُكُمْ . . . » مبين قدرت بىپايان اوست و معناى آيه ، اين است كه آفريدن تمام بشر وزنده كردن همهء آنها از نظر سهولت وآسانى بسان آفريدن وزنده كردن يك تن از شماهاست و در حقيقت ، منظور اين است كه سراسر جهان خلقت از كوچك و بزرگ ، از زياد وكم در برابر قدرت بىپايان او يكسان است و براى چنين قدرت بىپايان كه به هر ممكن مىتواند در هر لحظهاى لباس وجود بپوشاند ، مشكل وآسان مفهومى ندارد . اين دو مفهوم در مورد كسانى صدق مىكند كه قدرت آنها محدود باشد . در چنين وضع ، حادثهاى كه يك مقدمه لازم دارد ، با كارى كه با ده مقدمه درست مىشود ، فرق پيدا خواهد نمود و اولى آسان و دومى مشكل جلوه خواهد كرد ؛ ولى دربارهء صانع توانايى كه با اراده ومشيت خود به هر ممكن بخواهد وجود مىبخشد ، اين دو سنخ كار ، يكسان است ، بنابراين خلق كردن وزنده كردن ميلياردها موجودات بسان آفريدن يكفرد واحياى يك تن است .
اين حقيقت به طور واضح در سخنان اميرمؤمنان چنين وارد شده است :
« وَما الجَلِيلُ وَاللَّطِيفُ وَالثَّقيلُ وَالخَفيفُ والقَوِيُّ والضَّعيفُ فِى خَلْقِهِ