نماز از كارهاى زشت وناپسند بازمىدارد . »
در اين جا وجه ديگرى را نيز مىتوان گفت و آن اين كه مقصود از اين كه نماز ، انسان را از گناه باز مىدارد ، اين نيست كه نماز ، علت تام وقطعى براى دورى از گناه است ، بلكه اثرى كه نماز در روح وروان ما مىگذارد ، همان تقويت روح ايمان وتوجه به خداست و اين توجه ، درجاتى دارد ودربارهء افرادى كه از ارتكاب بسيارى از گناهان پروايى ندارند ، ياد خدا نسبت به ترك گناهان تنها به صورت يك زمينه است ، نه علت تامه .
به عبارت ديگر ، مقصود قرآن كه مىفرمايد : « نماز انسان را از گناه باز مىدارد » اين نيست كه هر فرد نمازگزار در برابر تمام گناهان ، معصوم مىگردد ، بلكه مقصود اين است كه نماز ، موجب ياد خدا وسبب توجه به مقام ربوبى مىشود واثر طبيعى يك چنين توجه ، اين است كه در انسان ، زمينهء روح اطاعت و ترك گناه پديد مىآورد ، ولى در عين حال چه بسا ممكن است براثر ضعف توجه به خدا ، عوامل نيرومندترى اثر آن را خنثى سازد « 1 » .
خلاصه اگر نماز ، نماز باشد ، درهمه كس ، در برابر گناه تأثيرخواهد كرد ، گاهى اين تأثير ، بسيار نيرومند است وزمانى كمتر و اين ، با تفاوت نمازها تغيير پيدا مىكند ، هرقدر نماز باروحتر وكاملتر باشد ، اثر تربيتى وبازدارى آن از گناهان
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 16 ، ص 141 .