در آيهاى يادآور مىشود كه ، « امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم ، آنان از تحمل بار تامانت اباء ورزيدند و ترسيدند و انسان آن را به دوش گرفت . . . » .
« إِنّا عَرَضْنَا الأَمانَةَ عَلَى السَّمواتِ وَالأَرْضِ وَالجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْها وَحَمَلَها الإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا » ؛ « 1 »
برخى از مفسران اين آيه و امثال آن را بر معناى مجازى - كه در اصطلاح به آن « زبان حال » مىگويند - حمل كردهاند ، در صورتى كه چنين تفسيرى ، نوعى پيشداورى است و هرگز دليلى ندارد كه چنين حقيقتى را ، كه قرآن از آن گزارش مىدهد ، بر غيرظاهر آن حمل كنيم و اين كه مىگويند : علم تاكنون بر چنين شعور و آگاهى دست نيافته است دليل بر نبودن آن در اين موجودات نيست ؛ زيرا تنها وظيفهء علم ، اثبات است و بس و هيچگاه علم ، حقّ نفى و سلب چيزى را كه از وجود و عدم آن آگاه نيست ، ندارد .
« لَوْ أَنْزَلْنا هذَا القُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْك الأَمْثالُ « 2 » نَضْرِبُها لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ » ؛ « 3 »
اگر اين قرآن را بر كوهى نازل كرده بوديم ، آن را از ترس خدا فروتن و شكافته شده م يديدى اين توصيف را بارى مردم مىآوريم تا بينديشند .
ما اگر هر نوع پيشداورى را دربارهء آيات قرآن كنار بگذاريم ، بايد بگوييم
هامش
( 1 ) . . احزاب ( 33 ) آيهء 72 .
( 2 ) . . لفظ « امثال » در اين آيه و آيات مشابه آن ، مانند « أُنْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الأَمْثالَ » ( اسراء ( 17 ) آيهء 48 ) به معناى توصيف و بيان است و هرگز مقصود ، مَثَلمصطلح نيست .
( 3 ) . . حشر ( 59 ) آيهء 21 .