مىافتد و هر چه سن بالا رود اين حالت رو به فزونى مىگذارد ، روح ثروتاندوزى و تكثيراولاد و مراقبت اوضاع ديگران ، كه مبادا در اين قسمت از او پيش افتند ، شغل شاغل و محور زندگى مىگردد .
هر يك از اين علايق پنجگانه به نوبت خود اساس بقاى زندگى است ، ولى بايد كوشيد كه همواره به صورت وسيلهء زندگى مورد استفاده قرار گيرد نه به صورت هدف .
نظر اسلام دربارهء دنيا
دربارهء حقيقت دنيا و پايهء ارزش آن ، افكار و عقايد مختلفى ابراز شده و مكتبهاى گوناگونى به وجود آمده است .
قرآن مجيد در سورههاى متعددى با بيانات و مثلهاى گوناگون نظر خودرا دربارهء دنيا ابراز نموده است .
از غور و بررسى مجموع آيهها و روايات اسلامى ، به طور روشن اين مطلب به دست مىآيد كه ، جهان ماده از نظر اسلام با تمام جلوهها و مظاهر خود خوب است ؛ ولى دلبستگى به آن بسيار بد و مذموم و نكوهيده است . دلبستگى به جهان و مظاهر فريبندهء آن ، اگر چه تا حدى فطرى است ، ولى منظور از بد بودن دلبستگى اين است كه در مواقع تصادم ، انسان دنيا را فداى فضايل اخلاقى و اصول انسانى سازد ، نه بر عكس و به عبارت ديگر ، اسلام دنيا را چنين تجزيه و تحليل مىكند :
دنيا وسيله است نه هدف ؛ تمام اين علايق پنجگانه عامل و وسيلهء بقاى حياتند و هرگز هدف از زندگى و حيات انسانى ، مثلًا ثروتاندوزى و مسابقهء در تكثير اولاد نيست .