و عوامل ديگرى خارج از خود انسان ، در تشديد و ادامهء اين حالات مؤثر باشد ؛ حتى اين اختلاف براى خود ما مشهود است ؛ مثلًا مرحلهء بازى در كودكان مختلف بوده ، عشق به سرگرمىها ( لهو ) در ميان جوانان از نظر مدت متفاوت مىباشد . در هر حال آن چه لازم است تشريح اين ادوار پنجگانه است كه اساس زندگى ما را تشكيل مىدهد . « 1 »
1 . دوران لعب و بازى : نخستين مراحل زندگى نوزاد انسانى را ، بازىهاى گوناگون كه با اندام و قواى بدنى او متناسب مىباشد ، تشكيل مىدهد . او در اين مرحله از زندگى ، لذتى بالاتر از لذت بازى نمىداند ، اگر از هر چيز سير شود ، از بازى سير و خسته نمىشود . ميل به بازى و جست و خيز ، در اين مرحله بيشتر جنبهء غريزى دارد و ضامن رشد و نمو و تكامل قواى بدنى آنها ، همين بازىهاى متنوع است كه در پرتو ميل طبيعى و غريزى كودك از نظر قواى عقلانى تكامل پيداكند كه اين غريزه رو به ضعف گذارده و به صورت غريزهاى كم اثر ، در ادوار بعدى محفوظ مىماند ولذا گاهى در مراحل بعدى ، در انسان ميل به بازى احساس مىشود ولى به صورت تعديل يافته و از قدرت و طغيان آن كاسته شده است و همچنين است ساير حالات و روحيات كه در ذيل به آنها اشاره مىشود .
2 . دوران لهو و سرگرمى : در اين مرحله در انسان ميل شديد به
هامش
( 1 ) . . نكتهء قابل توجه اين است كه هيچ يك از اين حالات و علايق در انسان پس از طى دوران شدت خود ، به كلى از بين نمىرود ، بلكه از شدت آن كاسته شده و رو به ضعف مىگرايد ؛ مثلًا در مرحلهاى كه در انسان روح فخر و مباهات پيدا مىشود ، حالات پيش ، مانند علاقه به بازى و يا سرگرمى به طور ضعيف و كمرنگ بر روح انسان حكومت مىكند .