تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سرزمين تبوك (تفسير سوره توبه) (فارسى) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
اين حقيقت را درك نكرد ، سود موقت را بر سود دايم مقدم داشتند . حبّ دنيا چنان دامنگير اينها شد كه براى حركت خود به جبهه ، امروز و فردا كردند كه ناگهان خبر مراجعت موفقيت‌آميز پيامبر در مدينه پيچيد . اين سه نفر از كردهء خود آن‌چنان پشيمان بودند كه حدّ نداشت . براى جبران به استقبال رسول‌خدا رفتند و سلام عرض كردند و تبريك گفتند ، ولى پيامبر اعتنايى نكرد و پس از ورود به مدينه ، تصميم مهمى دربارهء آنها گرفت و دستور داد مسلمانان همه گونه روابط خود را با آنان قطع كنند ، زنان آنها حضور پيامبر آمدند و عرض كردند : اى پيامبر خدا ، آيا ما نيز در اين باره تكليف و وظيفه‌اى داريم ؟ فرمود : بله ، لازم است در خانه‌هاى آنها بمانيد ، اما با آنان همبستر نشويد . اعتصاب عمومى در حق سه نفر اعلام گرديد . نخستين مبارزهء منفى در اسلام به مرحله اجرا گذارده شد . سياست خردمندانهء پيامبر كه جزء لاينفك آيين او بود ، نقش عجيبى داشت . تجارت و بازار متخلفان از جهاد راكد ماند ، اجناسشان به‌فروش نرسيد نزديك‌ترين افراد آنها از سخن گفتن با آنها امتناع كردند و به تعبير قرآن : « ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الأَرضُ بِما رَحُبَتْ » . سرزمين پهناور مدينه برايشان مانند قفس گرديد ، روح و روان آنان در فشار سختى قرار گرفت چنان كه مىفرمايد : « وَضاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ » . اين سه نفر به حكم خرد با كمال فراست فهميدند در محيط اسلامى ، زندگى جز با پيوستن به صفوف مسلمانان امكان ندارد ، در ميان اكثريت تعداد اقليت ناچيز نمىتواند زندگى كند ، شايد منظور از جمله « وَظَنُّوا أَنْ لا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلّا إِلَيْهِ ؛ دانستند كه پناهگاهى جز خدا نيست » معناى وسيعى دارد كه اين مطلب را نيز شامل است ؛ يعنى براى ايمان آنها دو انگيزه بود : يكى فطرت و وجدان كه آنان را به سوى ايمان و توبه مىكشانيد و ديگر حساب‌هاى اجتماعى ، منهاى حساب ايمان . زيرا آنان ديدند كه با اين وضع زندگى براى آنها محال خواهد بود و به‌ناچار تسليم حق و حقيقت گرديدند .