اقليتهاى مذهبى كه كتاب و پيامبر آسمانى دارند در دين اسلام از رسميت كامل برخوردارند ، مال و جان آنها محترم است و در مراسم دينى خود از آزادى كامل برخوردارند و با پرداخت ماليات مختصرى ، كه آنهم در رفاه و صلاح آنها مصرف مىشود ، از همهء مزاياى اجتماعى و اقتصادى بهرهمند مىشوند . ولى در اسلام ، مشرك و بتپرست ، هيچ رسميتى ندارند جان و مالشان محترم نيست ، حاكم اسلام ، بايد قبلًا آنان را دعوت به اسلام كند و مزاياى آيين يكتاپرستى و حقايق اديان آسمانى را براى آنها كاملًا تشريح نمايد و هرگاه باز در شرك ايستادگى ورزند ، قرآن تكليف آنها را در همين سوره در آيهء 5 معين كرده است و ما در تفسير آيهء مزبور گسترده سخن گفتيم و فلسفهء اين جهت را ، كه چرا با مشرك چنين معامله شدهاست ، بيان نموديم .
اسلام براى پيشگيرى از اين بيمارى خطرناك ، كه انسانيت انسان را تباه مىكند ، دستور داده است ، همه گونه روابط ظاهرى و معنوى و عاطفى با آنها بريده شود و اگر پدر و مادر و خويشاوند شخص مسلمانى مشرك باشند ، دوستى و طرح رفاقت با آنها ، لطمههاى جبران ناپذيرى به ايمان و اخلاص آن شخص وارد مىسازد .
از اين نظر در سال نهم هجرت اين آيهء نازل گرديد و خداوند مكرر از دوستى و ايجاد روابط معنوى و طلب مغفرت در حق آنها ، منع فرمودهاست . اكنون آياتى را به عنوان نمونه ياد آور مىشويم :
1 . « لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولئِك كَتَبَ فِى قُلُوبِهِمُ الإِيمانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ ؛ « 1 »
گروهى كه به خدا و سراى ديگر ايمان دارند ، هرگز با مخالفان خدا و رسول او ، اگر چه پدران يا پسران يا برادران و يا خويشاوندان آنها باشند ، طرح دوستى نمىريزند . آنان كسانى هستند كه ايمان در دل آنها نقش بسته و
هامش
( 1 ) . مجادله ( 58 ) آيهء 22 .