« الباطل يموت به ترك ذكره ؛ اهل باطل با فراموش كردن و بىاعتنايى از ميان مىروند » سند خاموشى و بىعنايتى گردد . دشمنى به اين گونه ، بهسان بيمارى ناشناختهاى است كه اگر پيشگيرى به عمل نيايد مانند سرطان در تمام بدن ريشه مىدواند .
در اين لحظه هرگز خونسردى و مسامحه جايز نيست ؛ زيرا نتيجهء مسامحه ، توسعه و سرايت است و گاهى گسترش بهحدّى مىرسد كه ديگر قابل جلوگيرى نمىشود .
رسول خدا با حزب منافق در آغاز كار از همين طريق وارد شد . از طرف خدا فرمان آمد كه « يا أَ يُّها النَّبِىُّ جاهِدِ الكُفّارَ وَالمُنافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ ؛ با كافران و منافقان بهشدت مبارزه كن و با آنها از طريق خشونت رفتار نما » ، مسجدى را كه منافقان در چند كيلومترى « مدينه » به منظور مركز حزب ساخته بودند ، ويران و با خاك يكسان نمود - چنانكه شرح اين قسمت در تفسير آيههاى 107 - / 108 ، مىآيد . دستور داد با عدهاى از منافقان مهم و مؤثر ، كه از جهاد سرباز زده بودند ، قطع ارتباط شود ، چنانكه در تفسير آيهء ( 118 ) مشروح اين قسمت بيان خواهد شد .
جناياتى كه به دست عمال اين گروه بر اسلام و مسلمانان وارد شده بود ، با سورهء توبه و سورهء منافقون آشكار گرديد . سرانجام همهء مسلمانان فهميدند كه آنان يك مشت مردم بلهوس و اخلالگرند كه جز افساد و بههم زدن اوضاع هدف ديگرى ندارند . تا اين لحظه ، برنامه ، برنامهء شدت و غلظت بود ، ولى وقتى كه دشمن معرفى و رسوا شد برنامه و طريق ديگرى پيش مىآيد و آن همان بىاعتنايى و بىارزش شمردن طرف ، در محافل بزرگ و رسمى و سخن بهميان نياوردن از او و موجوديتى براى او قائل نشدن است .
در آيهء 95 همين دستور را به پيامبر مىدهد و مىفرمايد : اى رسول خدا ، از آنها صرفنظر كنيد « إنّهُمْ رِجْسٌ ؛ آنها پليد و بىارزشند » ، ديگر بيش از اين ، دربارهء آنها وقت گرانبهاى خود را صرف مكن و در آيهء 98 مىفرمايد : اين بىاعتنايى و
در سرزمين تبوك (تفسير سوره توبه) (فارسى) — صفحة 241
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٤١