3 . نور وسيلهء شناسايى موجودات است ، و موجودات به كمك حسن بينايى از هم تمييز داده مىشوند و اين حس ، مهمترين حس ظاهرى انسان محسوب مىشود .
بههمين دليل بدان و دزدان پيوسته از ظلمت و تاريكى استفاده مىكنند . راهزنان ، وقتى چشمانداز ميدان فعاليت بشر را تاريك و بىنور ديدند ، دست به تاراج مىزنند و حيوانات درنده از غارها بيرون آمده به دنبال شكار مىروند .
مشابه همين آثار و خواص در نور معنوى نيز موجود است . نور معنوى عبارت است از : ايمان به خداى يگانه و روز رستاخيز و مظهر آن ، بهكار بستن برنامههايى است كه از طرف خداى جهان به وسيلهء فرستادگان او براى بشر ابلاغ گرديدهاست .
مقايسهاى ميان نور حسى و نور معنوى
1 . در پرتو نور ايمان ، فكر پرورش مىيابد و شعاع فكر از نمودهاى طبيعت تجاوز مىكند و به سير و تفكّر در عالم ديگر ادامه مىدهد و از نظر عمل ، گلهاى فضايل اخلاقى در گلزار وجود انسان مىرويد و با تابش نور معرفت و عقيده ، اين فضايل روحى به صورت ملكات عاليهء انسانى در مىآيد .
2 . انسان در پرتو نور ايمان به سريعترين ترقى دست مىيابد و ايمان ، به هدف تحرّ ك مىبخشد و نحوهء پيشرفت مردان با ايمان به هدف ، با افراد غير مؤمن كاملًا محسوس است . نور ايمان به سرعت برق آسا ، حاملان آن را به هدف مىرساند .
3 . حق و باطل در سايهء نور ايمان از هم تشخيص داده مىشود . دزدان اجتماع ، پيوسته از تاريكى كفر و ظلمت بىايمانى استفاده كرده و به منظورهاى سياسى ، جامعه را براى برهنگى از فضايل آماده مىسازند . روى همين جهت ، قرآن تمام كتابهاى آسمانى را نور خوانده است و ما به پارهاى از موارد استعمال واژهء « نور » در قرآن اشاره مىنماييم .