تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سرزمين تبوك (تفسير سوره توبه) (فارسى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
دربارهء عزير همان عقيده را داشتند كه مسيحيان دربارهء حضرت عيسى داشته و دارند . ولى هرگاه نتوانيم به طور يقين به تمام يهود چنين عقيده‌اى را نسبت دهيم ، لااقل مىتوان گفت كه غالب يهوديان ساكن مدينه و حوالى آن ، بر اين عقيده بودند ، چنان كه قرآن برخى از عقايد يهود « مدينه » را نقل مىنمايد و به يقين اكثر يهوديان حجاز به آن معتقد بودند : « وَقالَتِ اليَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ ؛ « 1 » يهود گفتند : دست ( كرم ) خدا بسته است . دست‌هايشان بسته باد » . خلاصه ، جايى كه بزرگان و سران هر دسته‌اى سخنى را بگويند و ديگران دربارهء آن سكوت اختيار نمايند ، در چنين صورتى مىتوان مطلب مزبور را به تمام آنان نسبت داد .

ريشهء اين انحراف‌ها

قرآن ريشهء تمام اين انحرافات را تقليد از ديگران مىداند و مىفرمايد : « يُضاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ ؛ در اين باره از كافران پيش ، پيروى مىنمايند » . احتمال دارد كه مقصود از كافران پيش ، همان يهود و مسيحيان غير معاصر با رسول خدا باشد ، كه پيش از او زندگانى مىكردند ، چنان‌كه احتمال دارد مقصود مشركان عرب باشد ؛ زيرا در ميان آنها تصور اين كه فرشتگان ، دختران خدا هستند معروف بوده است و شايد آنان نيز در اين عقايد از آنها پيروى نموده‌اند ؛ ولى بهتر اين است كه دايره را وسيع‌تر گرفته و بگوييم مقصود مطلق بت‌پرستان جهان است ؛ زيرا تاريخ به‌ثبوت مىرساند كه عقيده به وجود پسر براى خدا و اصول تثليث ، كه نصارا از آن به ثالوث و اقانيم ثلاثه لا هوتى : اب و ابن و
هامش
( 1 ) . مائده ( 5 ) آيهء 64 .