مىشدند گواهى مىدهد .
گاهى بر دهان آنان مهر زده مىشود و تنها دست و پاى آنان به اعمال گواهى مىدهند :
« اليَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَتُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ » ؛ « 1 »
امروز بر دهان آنها ، مهرمىزنيم و دستهاىشان با ما سخن مىگويند و پاهاىشان كارهايى را كه انجام مىدادند شهادت مىدهند .
6 . پوست بدن
شاهد ششم ، پوست بدن است كه به فرمان خداوند به سخن در مىآيد :
« وَقالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا قالُوا أَنْطَقَنا اللَّهُ الَّذِى أَنْطَقَ كُلَّ شَىءٍ » ؛ « 2 »
و ( گنهكاران ) به پوستهاى بدن خود مىگويند : چرا بر ضرر ما گواهى داديد ؟
مىگويند : خداوند ما را به سخن در آورد خدايى كه همهء موجودات را به سخن در آورده است .
7 . فرشتگان
گواه ديگر ، فرشتگان هستند كه با مجرمان وارد دادگاه مىشوند :
« وَجاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَشَهِيدٌ » ؛ « 3 »
هر نفسى وارد دادگاه محشر مىشود در حالى كه با او حركت دهنده و گواهى است .
اين مأمور و گواه به حكم آيات ديگر ، فرشتگانند كه تمام اعمال انسان را در طول زندگى از ريز و درشت ضبط كردهاند :
هامش
( 1 ) . يس ( 36 ) آيهء 65 .
( 2 ) . فصلت ( 41 ) آيهء 21 .
( 3 ) . ق ( 50 ) آيهء 21 .