باستانى هستند نيزمعتقدند كه اموات نه فقط زنده و باقى هستند ، بلكه داراى همان احساسات و حوايج ايام زندگانى پيشين خود نيزمىباشند .
2 . معاد درميان مصريان
مصريان زندگى بعد از مرگ را قبول داشتند و دلايلى كه در دست هست اين موضوع را نشان مىدهد ، يعنى همانطور كه در اين جهان ، به خوشى و شادى بهسرمىبردهاند ، آرزومند بودهاند كه در جهان ديگرنيزاز نعمت و عيش جاودانى بهرهمند گردند . آنان معتقد بودند كه روح انسان پس ازخروج از بدن ، به همان جسم و جسد علاقه دارد و بعد ازمرگ ، دوباره با شوق و ولع بسيارى به همان بدن برمىگردد ، در حالى كه همان علاقهءقديم به طعام و شراب هنوزدر وجود او باقى است ، ازاين جهت اين روح ، راحت و آرامش نخواهد يافت مگر آن كه بدن بىعيب و محفوظ مانده باشد ، ازاين رو غذا و آب در دسترس او قرار مىدادند و راه آمد و شد آن روح را به درون قبر آسان مىكردند و در آشيانهء قبرروزنه يا منفذى قرار مىدادند كه روح بتواند به آسانى عبور كند و درك آنان ازمعاد همين مقدار بود و معاد را در دل همين دنيا جستجو مىكردند و بس و فكر آنان بيش ازاين پروازنداشت .
3 . معاد در آيين مجوس
در دين زرتشت ازحيات مجدد و مسألهء قيامت سخن به ميان آمده و بر حسب تعاليم او هر وقت عمراين جهان هستى به آخررسيد ، رستاخيزهمگانى واقع خواهد شد . در آن روزخوبىها و بدى ها را شمار خواهند كرد و براى امتحان بدكاران و نيكوكاران جايگاهى پر ازآتش و آهن گداخته به وجود مىآيد و بدان و زشتكاران را در آن جا خواهند افكند .
اندكى پس ازمرگ ، محاكمهءمرده آغاز مىشود و سرنوشت روان او ، از آن