قرآن انديشهء فرزند خدا بودن « عُزَير » و « مسيح » را يك نوع تقليد كوركورانه از ملتهاى كافر مىداند كه پيش از اين داراى چنين عقيدهاى بودهاند « 1 » . آن جا كه مىفرمايد :
« قالَتِ اليَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقالَتِ النَّصارَى المَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذ لِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَ نّى يُؤْفَكُونَ » ؛ « 2 »
يهود گفتند : عزير پسر خداست و نصارا گفتند : مسيح پسر خداست و اين سخنى است كه با زبان خود مىگويند كه همانند گفتار كافران پيشين است ، خدا آنان را بكشد چگونه از حق انحراف مىيابند .
قرآن مجيد براى تنزيه دو سفير گرامى خود حضرت موسى و حضرت مسيح از هر نوع دعوت به شرك و بتپرستى مىفرمايد :
« وَما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلّا نُوحِى إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنَا فَاعْبُدُونِ » ؛ « 3 »
هيچ پيامبرى را قبل از تو نفرستاديم مگر اين كه به او گفتيم ( كه به مردم ابلاغ كند ) كه ، جز من خدايى نيست و مرا بپرستيد .
سرانجام قرآن با فرستادن سورهء كوتاهى بر هر نوع انديشه شرك و تعدد خدا قلم بطلان مىكشد و او را خداوند يگانه و بسيط معرفى مىكند .
« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ * اللَّهُ الصَّمَدُ * لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ * وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ » ؛ « 4 »
بگو : خداوند يكتا و يگانه است ، خداوندى است كه همهءنيازمندان قصد اومىكنند .
( هرگز ) نزاد و زاده نشد و براى او هيچ گاه شبيه و مانندى نبوده است .
در حقيقت اين سوره بدون اين كه نامى از مسيحيت ببرد عقايد آنان را مستقيماً
هامش
( 1 ) . در اين باره در بحث صفات خدا ، به گونهاى گسترده سخن گفته شده است .
( 2 ) . توبه ( 9 ) آيهء 30 .
( 3 ) . انبيا ( 21 ) آيهء 25 .
( 4 ) . اخلاص ( 112 ) آيههاى 1 - 4 .