تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
است و او تا دم مرگ هرگز به من ايمان نمىآورد و در سراى ديگر طعمهء آتش مىگردد ، چنان كه مىفرمايد : « تَبَّتْ يَدا أَبِى لَهَبٍ وَتَبَّ * ما أَغْنى عَنْهُ مالُهُ وَما كَسَبَ * سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ * وَامْرَأَتُهُ حَمّالَةَ الحَطَبِ * فِى جِيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ » ؛ « 1 » بريده باد دو دست ابولهب و نابود باد . هرگز مال و ثروتش و آن‌چه را به‌دست آورد به حالش سودى نبخشيد و به زودى در آتشى كه زبانه مىكشد وارد مىگردد و زن او در حالى كه هيزم كش است و در گردن او ريسمانى از ليف خرماست . گزارش قرآن دربارهء اين مرد و زن كه ازدشمنان سرسخت رسول‌خدا بودند ( زن ابولهب خواهر ابوسفيان بود ) پس از اندى محقق گشت . ابولهب پس ازشنيدن شكست قريش در نبرد بدر و كشته شدن هفتاد نفر از سران و شجاعان آنان هفت روز بيمار شد و درگذشت .

ط ) وليد نيز با حالت كفر در مىگذرد

قرآن نه تنها دربارهء ابولهب و همسر وى چنين گزارش داده است ، بلكه دربارهء « وليدبن مغيره » پدر خالد كه حكيم قريش و داور آنان بود نيزچنين پيش‌بينى نموده است . حكيم عرب و ريحانهء آنان در سخن سرايى و انشاى خطبه سرآمد روزگار بود . قريش از وى دربارهء قرآن نظرخواهى كرد . وى پس ازتفكر زياد گفت : « إِنْ هذا إِلّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ » ؛ قرآن سحرى است كه از ساحران رسيده است . » او براى رضايت خاطر قريش و حسادت و رشكى كه بر پيامبر مىبرد ، پا روى وجدان خود نهاد و قرآن را سحر دانست كه از ساحران نقل شده است با اين كه نظر واقعى او را دربارهء قرآن در درس شصت و ششم خوانديم .
هامش
( 1 ) . مسد ( 111 ) آيه‌هاى 1 - 5 .
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 392 | الشيخ جعفر السبحاني