خود را به شام صادر كنند .
پيامبر گرامى از حركت كاروان قريش به شام آگاه گرديد و به تعقيب آن پرداخت ، ولى بر آن دست نيافت از اين جهت تصميم گرفت كه هنگام بازگشت كاروان ، راه را به روى آن ببندد .
ابوسفيان هنگام رفتن ، از تصميم پيامبر آگاه گرديد از اين جهت براى حفاظت كاروان از قريش كمك خواست و كمك خواهى ابوسفيان سبب شد كه دليران و جنگجويان قريش تا دندان زير سلاح روند و براى نجات كاروان و نبرد با پيامبر گرامى از سرزمين مكه حركت كنند .
پيامبر گرامى از وقت بازگشت كاروان آگاه بود و مىدانست كه كاروان در آغاز پاييز به سوى حجاز باز مىگردد ، از اين جهت با 313 سرباز كه در ميان آنان دوسوار و چند شتر بيش وجود نداشت و سلاح آنان بسيار ناچيز بود ، ازمدينه خارج گرديد و در نزديكىهاى سرزمين « بدر » موضع گرفت .
در اين هنگام وحى آسمانى فرود آمد و پيامبر را از چند مطلب كه هم اكنون به شرح آنها خواهيم پرداخت ، آگاه ساخت .
« وَ إِذ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطّائِفَتَيْنِ أَ نَّها لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَيَقْطَعَ دابِرَ الكافِرِينَ لِيُحِقَّ الحَقَّ وَيُبْطِلَ الباطِلَ وَلَوْ كَرِهَ الُمجْرِمُونَ » ؛ « 1 »
به ياد آريد هنگامى را كه خداوند يكى از دو گروه را به شما وعده مىداد ، ولى شما مىخواستيد كه با آن گروه ( كاروان بازرگانى ) روبهرو شويد كه شوكت و قدرت ( دفاع ) از خود را ندارد ، خدا مىخواهد كه حق را با آيات خود پايدار سازد و ريشهء كافران را قطع كند . تا حق را ظاهر كند و باطل را بميراند هر چند گروه مجرم از آن ناراحت شوند .
هامش
( 1 ) . انفال ( 8 ) آيههاى 7 و 8 .