آيا خرد و انصاف اجازه مىدهد كه آن را در رديف پيشگويى كاهنان و ساحران و سياستمداران و مفسران سياسى در آوريم و يا اين كه بايد چنين گزارشهاى دقيقرا آن هم در زمينهاى كه قراين و شواهد بر چنين پيشگويى گواهى نمىداد ، مربوط به ارتباط وى با جهان غيب و علم وسيع خدا بدانيم و يك چنين شخصمرتبط با جهان غيب ، مسلماً در ادعاى نبوت خود صادق و راستگو خواهد بود .
ج ) خدا حافظ و نگهبان توست
تاريخ زندگى پيامبرگرامى حاكى است كه از روزى كه وى دعوت خود را درميان مردم آشكار ساخت ، دشمنان مشرك وى پيوسته در كمين بودند و نقشهءآزار و اذيت و قتل او را مىكشيدند . آخرين نقشهء آنان در مكه اين بود كهتصميم گرفتند نيمه شب چهل تن شمشير زن از قبايل مختلف به خانه او بريزندو او را قطعه قطعه كنند تا خون او در ميان قبايل گوناگون پخش گردد ، ولىخداىبزرگ او را از توطئهء دشمنان آگاه ساخت و او با قرار دادن اميرمؤمنان عليه السلام در خوابگاه خود ، مكه را به عزم مدينه ترك گفت و از تير رس مكّيانخارج گرديد . پيامبر گرامى در مدت اقامت ده سالهء خود در مدينه در 27 جنگ شركتكرد و در لحظات حساس ، او نزديكترين فرد به دشمن بود ونهتنهااز جان خود دفاع مىكرد ، بلكه از جان ياران خود نيز دفاع مىنمود .
امير مؤمنان شجاعت و پيش قدم بودن پيامبر را در صحنههاى نبرد چنين توصيف مىكند .
كُنّا اذا احمَرَّ البَأس اتَّقينا بِرَسولِ اللهه فَلَم يَكُن احَد منّا اقرَبُ الى العَدُوِمنه ؛ « 1 »
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ( عبده ) ، كلمات قصار ، ص 214 .