تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨

2 . دعوت به مقابله

او از نخستين روزى كه نبوت خويش را آشكار ساخت و سند نبوت خود را كتاب آسمانى معرفى كرد ، همهء جهانيان را براى مقابله و معارضه با آن دعوت نمود . نه تنها آنان را دعوت به مقابله كرد ، بلكه آنان را براى مبارزه تشويق و تحريك نمود و در دعوت به مقابله و « تحدى » رموزى به كار برد كه روح حماسى و مبارزه‌جويى آنان تحريك شود تا به فكر معارضه بيفتند و پس از عجز و ناتوانى مطمئن گردند كه اين كلام ، مخلوق انديشهء بشر و آفريدهء قواى محدود انسانى نيست . قرآن مجيد از طرق گوناگونى آنان را براى معارضه تشويق و تحريك كرد . براى نخستين بار در محيط حجاز كه مركز سخن ، خطابه ، شعر و ادب بود و استادان سخن و بلاغت در آن بسيار بودند ، اعلام كرد : « قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنْسُ وَالجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذا القُرآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً » ؛ « 1 » بگو : اگر انسان‌ها و پريان ( جن و انس ) اتفاق كنند كه همانند اين قرآن را بياورند همانند آن را نخواهند آورد هر چند يك‌ديگر را ( در اين كار ) يارى كنند . نكتهء تحريك كننده در آيه اين است كه نه تنها عرب عصر رسالت را دعوت به مبارزه كرد و از عجز و ناتوانى آنان گزارش داد ، بلكه همهء جهانيان را تا روز رستاخيز به نبرد و مبارزه طلبيد و از عجز و ناتوانى همهء جهانيان تا جهان باقى است خبر داد . به طور مسلم چنين تعبيرى در ميان عرب و ملل جهان شور برمىانگيزد و آنان
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيه 88 .