در طول سال سروده بودند در حضور او و گروهى از مردم مىخواندند .
از اين رو مشيّت حكيمانهء الهى بر اين تعلق گرفت كه پيامبر خود را با سلاحى مجهز سازد كه آنان خود را در آن موضوع سر آمد روزگار مىدانستند تا بدين وسيله بيشتر در بلاغت قرآن ، شيرينى بيان و جذبه و كشش آيات خدا تفكر كنند و سپس اذعان نمايند كه اين نوع سخن گفتن از حدود توانايى بشر بيرون است و امكان چنين سخن گفتن جز با استمداد از نيروى غيبى براى كسى ميسّر نيست .
پاسخى كه در اين جا آورده شد مشروح گفتار امام هادى عليه السلام است در پاسخ سؤال دانشمند برجستهاى به نام « ابن سكيت » كه پيشواى لغت و ادب عربى در عصر خويش بود . « 1 »
سؤال و جواب
ابن سكيت از امام هادى عليه السلام مىپرسد : چرا خداوند ، موسى بن عمران را با عصا و يد « بيضا » و كارهايى كه شبيه اعمال خارق العادهء ساحران بود برانگيخت و حضرت مسيح را با طبابت و شفاى بيماران و حضرت محمد صلى الله عليه و آله را با كلام و سخن خارق العاده به سوى مردم فرستاد ؟
امام در پاسخ او فرمود :
هنگامى كه خداوند حضرت موسى عليه السلام را به رسالت برانگيخت فن رايج در
هامش
( 1 ) . « ابن سكيت » از ادباى شيعى و از استوانههاى ادب در عصر متوكل عباسى و مؤلف كتاب « اصلاحالمنطق » مىباشد . وى براثر برجستگى در ادبيات عرب از طرف خليفه براى تدريس و تعليم و تربيت « معتز » و « مؤيد » پسران متوكل انتخاب شده بود ، روزى متوكل موقع درس بر آنها وارد شد و از استاد پرسيد : فرزندان مرا بيشتر دوست دارى يا حسنين را ؟ وى در پاسخ گفت : من قنبر غلام على را با خود تو و پسرانت مبادله نمىكنم و باز پرسيد : من و پسرانم نزد تو بهتريم يا على و حسنين ؟ وى در پاسخ گفت : قنبر خادم على از تو و پسران تو بهتر است . متوكل دستور داد كه زبان او را از قفا بيرون آورند ، سپس به امر متوكل غلامان وى او را به زير پا انداخته و لگدمال نمودند و فرداى آن روز پنجم رجب سال 243 ديده از جهان بربست .