« شقالقمر » از معجزات راستين پيامبر اسلامه است و قرآن مجيد با صراحت خاصى آن را نقل مىكند و از نظر علوم امروز كوچكترين اشكالى ندارد ، ولى گروهى براى آن پيرايهاى بستهاند كه چهرهء واقعى آن را با اين پيرايهء باطل ، پوشانيدهاند . آن جا كه مىگويند : ماه دو نيم شد و روى زمين فرود آمد و هر دو نيم آن از آستينهاى پيامبر در آمد و بار ديگر به سوى آسمان رفتند و در آن جا به هم پيوستند .
هنگامى كه يك چنين انديشهءباطلى به آن حقيقت راستين ضميمه گرديد ، در ذهن برخى از مردم ساده و بىاطلاع كه اصل پذيرفتن معجزههاى راستين براى آنان خالى از اشكال و ابهام نيست ، چه اثر سوئى خواهد گذارد ؟ !
اين نمونهرا براى اين يادآور شديم كه از اين به بعد در نقل معجزات پيامبران و پيشوايان بزرگ اسلام راه احتياط را در پيش بگيريم تا موضوعى را در مدارك صحيح نبينيم و يا صحت آن را از دانشمندان بزرگ نشنويم از نقل آنها خوددارى نماييم و تصور نكنيم كه بازگويى اين نوع مطالب مقام و شخصيت آنان را در اجتماع بالا مىبرد ، بلكه زيان اين نوع افسانهها و لطمهاى كه بر مقام و شخصيت آنان در نظر مردم وارد مىكند بيش از منافع زودگذر آنهاست .
چرا پيامبر اسلام با قرآن « تحدى » نمود ؟
با اين كه پيامبر اسلام به جز قرآن معجزههاى ديگرى نيز داشت ، اما بيشتر به قرآن تكيه مىكرد و در اثبات نبوت خويش به آن استناد مىجست و پيوسته مخالفان را به معارضه با آن دعوت مىنمود و هم اكنون معجزهء جاويدان اسلام همان قرآن است كه مرزهاى زمان و مكان را درهم شكسته و بسان مشعلى فروزان ، بر تارك اعصار مىدرخشد و در هر عصر و زمانى سندى زنده و آيتى درخشان و دليلى گويا بر آسمانى بودن آيين اسلام به شمار مىرود .
ممكن است سؤال شود چرا پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در ميان معجزات خود به قرآن