فيلسوف در « الهيات » دربارهء وجود خداوند و صفات و افعال او بحث مىكند و يا آنچه كه در « فلسفه » به نام اصول كلى مورد بررسى قرار مىگيرد و بر وجود يك سلسله قوانين فلسفى استدلال مىشود ، همگى زاييدهء فكر و تعقل و طرز تفكر فلسفى است و اين پديدههاى علمى ، مدركى جز فكر و استدلال ندارد و همچنين است بسيارى از فرمولهاى رياضى .
قسمت سوم از ادراكات بشر ، پرتوى از غرايز نفسانى و فطرت انسانى اوست .
درك گرسنگى و تشنگى ، ميل به امور جنسى ، علاقه به مقام و منصب و ثروت ، گرايش به فضايل اخلاقى و سجاياى انسانى و . . . همگى ريشهء فطرى دارند و پرتوى از تجلى فطرت و غرايز اوست .
برخى از آثار ادبى و هنرى انسان اثر مستقيم ذوق و استعداد خدايى اوست ، گروهى بدون سابقهء تعليم و يا با تعليم و تربيت بسيار مختصر ، پديد آرندهء عالىترين اثر هنرى و ادبى مىباشند و لطيف ترين نكتههاى ادبى و روح نوازترين مناظر طبيعى و شيرينترين عواطف انسانى را در قالب داستان و شعر مىريزند .
همهء اين علوم و ادراكات هر چه باشند از راه طبيعى و بشرى است .
كوتاه سخن اين كه ، همهء ادراكات ، يك سلسله درك هاى بشرى و پديدههاى طبيعى است كه به وسايل گوناگون عادى در محيط فكر انسان وارد مىشود ، ولى معلومات پيامبران از طريق وحى ، شبيه هيچ يك از اين ادراكات با اختلافاتى كه دارند نيست ، بلكه ادراكى است غير عادى كه به وسيلهء حس مخصوصى كه دارند ، انجام مىگيرد .
پيامبران آسمانى همچنان كه خود آنان نيز تصريح كردهاند ، داراى حس خاص و مرموزى هستند كه بدون ابزار و اسباب ظاهرى ، با جهان غيب ارتباط دارند و پيامهاى الهى را بدون كم و زياد به صورت دستورات او در اختيار مردم مىگذارند و كوچكترين تصرفى در آن نمىكنند .
گواه روشن بر اين ارتباط و بر وجود چنين حسى - علاوه بر ادعاى خود آنان كه
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 270
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٧٠