درس 33 : صفات سلبى ( 1 )
خداوند جسم نيست و مكان ندارد
آنچه كه يك بعد دارد و در فاصلهءبين دو نقطه قرار دارد « خط » گويند و آنچه داراى دو بعد است ، يعنى طول و عرض دارد و عمق ندارد « سطح » گويند و هرچيز كه سه بعد دارد ، يعنى داراى طول ، عرض و عمق است و بتوان آن را با حواس پنجگانهءظاهر درك كرد « جسم » گويند .
جسم با تحقق خود خلئى را كه مكان مىنامند پر مىكند ، بنابراين هيچ جسمى خالى از مكان نبوده و بىنياز از آن نيست .
اگر فرض كنيم خدا جسم باشد ، در اين صورت وجود او همراه با مكانى خواهد بود كه در آن جاى گيرد ، و به اين مكان نياز خواهد داشت ، و نياز ، با خدايى ، سازگار نيست .
و نيز هر جسمى مركب از اجزاست و هر مركبى به اجزاى خود نيازمند است .
پس اگر فرض كنيم خدا جسم باشد بايد او را مركب و نيازمند بدانيم در حالى كه گفته شد : نياز و احتياج با خدا بودن و دارا بودن همهءكمالات سازگار نيست .
پيشوايان بزرگ اسلام با بيانهايى محكم ، جسم بودن را از خدا نفى كردهاند .
امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
سُبحانَ مَن لا يَعلَمُ كَيفَ هُوَ لَيسَ كَمِثلِهِ شَىء وَ هُوَ السميعُالبَصيرُ لا يُحَدُّ وَ