دراين جا نقل كنيم :
وى از افرادى بود كه تصور مىكرد شفاعت پيامبران صلى الله عليه و آله وامامان عليه السلام در هر حالى و به هر كيفيتى شامل همهء گنهكاران مىشود و باز چنين مىانديشيد كه ، مسألهء شفاعت ، يك نوع پارتىبازى است و براى آن تشريع شده است كه افراد مجرم و گنهكار ، در پرتو آن به هر جنايتى دستبزنند و هرچه بخواهند انجامدهند . ازاينرو ، در قصيدهاى كه در وصف على عليه السلام سروده بود در آخرين بيت - كه تخلص شاعر نيز آمدهچنين گفته بود :
حاجب اگر معاملهء حشر با على است * من ضامنم تو هرچه بخواهى گناه كن
شاعر ياد شده پس از اتمام قصيده ، همان شب در عالم رؤيا باصورت مثالى اميرمؤمنان روبهرو شد . امام عليه السلام ضمن پرسش از قصيدهء او ، كهشنيدهام قصيدهاى دربارهء من سرودهاى ، فرمود : آخرين بيت قصيدهء خود را براى من بخوان . وى همان بيت ياد شده را براى امام عليه السلام در عالم رؤيا قرائت كرد .
امام عليه السلام پس از نكوهش او فرمود : شعر خود را عوضكن . حاجب گفت :
چگونه عوضكنم ؟ فرمود : شعر خود را چنين اصلاح كن :
حاجب اگر معاملهء حشر با على است * شرم از رخ على كن و كمتر گناه كن
حاجب پس از بيدار شدن از انديشهء بد خود پشيمان شد و شعر خود را به همان صورت اصلاح كرد .
ممكن است برخى گمان كنند اين خواب به سان خوابهاى آشفته است