كه در آن روز هيچ كس حقّ شفاعت و وساطت ندارد و از كسى فدا و بدلى پذيرفته نمىشود و چيزى جز عمل انسان را نمىتواند نجات دهد چنين مىفرمايد :
« وَاتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِى نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَلا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَلا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَلا هُمْ يُنْصَرُونَ » ؛ « 1 »
از آن روز بترسيد كه كسى به جاى كسى مجازات نمىگردد و نهشفاعت و نه غرامت و نه بدل پذيرفته نمىشود و نه كسى آنها را يارى مىكند .
بنابراين ، مجموع آياتى كه شفاعت را نفى مىكند ، با درنظرگرفتن عقايد رايج عرب و يهود دربارهء شفاعت و به كمك قراينى كه در قبل و بعد خود آيات وجود دارد ، آن نوع شفاعت را مىگويند كه عرب بتپرست و يا يهود معتقد بودند و حساب اين نوع شفاعت ، از شفاعتى كه دستهء دوم و سوم به طور اجمال ثابت مىكنند جداست .
آن دسته از آيات ( دستهء دوم ) كه شفاعت را از آن خدا مىداند با دستهء سوم كه به وجود شفيعانى كه به اذن پروردگار شفاعت خواهند كرد اشاره مىكند ، كوچكترين منافاتى ندارد ؛ زيرا شفاعت ، اصلاً از آن خداست و ديگران با اذن و اجازهء خدا از اين حقّ مطلق استفاده مىنمايند .
خواب راستين
در پايان بىمناسبت نيست كه سرگذشت شاعرى به نام حاجب را
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 48 . اين آيه ، در ضمن وقايع و سرگذشت بنىاسرائيل وارد شده است لذا ازاين نظر ، ناظر به عقايد يهود در بارهء شفاعت خواهد بود .