مقصود از « تقدير » ، همان اندازهگيرى عينى و خارجى است كه هر پديدهاى در خارج با حد و اندازهء مخصوصى آفريده مىشود ، نه تقدير ذهنى و تصورى ، چنانكه مهندس پيش از پياده كردن نقشه ، حدود و خصوصيات ساختمان مورد نظر خود را در ذهن خود ، حاضر و آماده مىسازد .
بنابراين ، « تقدير » ، معناى علم ازلى و پيشين خدا از خصوصيات و حدود هر موجودى نيست ، زيرا يك چنين علم با خلقت همراه نيست ، بلكه پيش از خلقت در ازل وجود دارد ، در صورتى كه « تقدير » و اندازهگيرى اشيا ، نه تنها پيش از خلقت آنها نيست ، بلكه به حكم آيات ياد شده ، پس از خلقت و آفرينش انجام مىگيرد .
اكنون بايد با دقت و بررسى دربارهء نحوهء آفرينش پديدهها و ارتباط آنها به علت و اجزاى آن ، حقيقت « خلقت » و « تقدير » را به دست آورد .
حقيقت خلقت و تقدير چيست ؟
حقيقت خلقت جز ايجاد و احداث هستى چيزى نيست ، ولى در مقام تجزيه و تحليل بايد چنين گفت : هر موجودى و پديدهاى در اين جهان علتى دارد و هيچ پديدهاى بدون علت تحقق نمىپذيرد و در اينكه قانون عليت و معلوليت ، يك قانون جهانى و عمومى است ، سخنى نيست و اين مطلب ، آنچنان روشن است كه عقل در