« عدل » ، به يك چنين فرضيهء باطلى گرويدهاند و به اصطلاح خواستهاند اصلاح كنند ، بيشتر افساد كردهاند .
اعتقاد به استقلال انسان در ايجاد و انجام دادن كارهاى خويش ، يك نوع « ثنويت » و دوگانهپرستى است كه با براهين متقن و صريح قرآن مجيد مخالف و مباين است و در آيهء مورد بحث مىفرمايد :
« خلق كلّ شىء » ؛ اين آيه همانطور كه ثنويت آريايى را مردود و باطل مىداند ، همچنين هر نوع عقيدهء ديگرى را كه منجر به وجود دو خالق مستقل گردد كه فعل يكى از ديگرى جدا بوده و از حوزهء وجود و اراده و اذن او خارج باشد ، باطل معرفى مىكند .
از ميان دلايل فلسفى ، فقط به بيان يك گواه اكتفا مىورزيم و آن اينكه هر موجود و رويدادى جز خدا ، از نظر وجود ، ممكن است و هر ممكنى ذاتا فاقد هستى مىباشد و در تحقق و پوشيدن جامهء هستى به تكيهگاهى نيازمند است كه از هر نظر غنى و بىنياز بوده و وجود او از خود او باشد ؛ به عبارت ديگر ، هر موجودى ( جز ذات خداوند ) هستى او از خود آن نبوده و وجود آن از درون آن نمىجوشد و هستى آن با تمام جلوه و آثارى كه دارد از ناحيهء خداست .
بنابراين هر موجودى ، اعم از وجود خود شىء و يا اثر و جلوهء آن ، از آن نظر كه ممكن است ، به خودى خود فاقد هستى و كمال است و وجود آن مربوط به خود آن نيست ، بلكه غنى بالذاتى به آن ، هستى بخشيده است و در اين صورت بهطور حتم ، بدون مشيت
سيماى انسان كامل در قرآن (تفسير سوره فرقان) (فارسى) — صفحة 66
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٦٦