در گوش بشر طنينانداز است .
و در آيهء ديگر ، اين حقيقت را به صورت ديگر بيان كرده و مىفرمايد :
« رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى
« 1 » ؛
خداى ما آن كسى است كه به هر موجودى آنچه را كه شايسته بود داد ، سپس آن را براى ادامهء هستى هدايت و رهبرى نمود » .
در بين مردمى كه جهان آفرينش را به سان سكهاى دو رويه مىدانستند كه در يك رويهء آن ، خوبيها و زيباييها و نيكيها نقش بسته و رويهء ديگر آن بديها و زشتيها و رنجها و بدبختيها نوشته شده است ، تعليمات آسمانى قرآن ، آنچنان مؤثر افتاد كه فرزندان همان افراد ، چهرهء به اصطلاح بد آفرينش را در ديد خود ، نابود ساختند و چيزى جز زيبايى و پديدهاى جز خير و نيك نديدند و از اين جهت به تمام مظاهر طبيعت ، عشق ورزيدند و همه را دوست داشتنى و زيبا يافتند ، آنچنانكه سعدى مىگويد :
به جهان خرّم از آنم كه جهان خرّم از اوست * عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست
به ارادت بخورم زهر ، كه شاهد ساقى است * به حلاوت بكشم درد كه درمان هم از اوست
يگانه آموزگار او در اين طرز تفكر كه نظام موجود جهان را
هامش
( 1 ) . طه ( 20 ) آيهء 50 .