« وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً
« 1 » ؛
همه چيز را آفريد و آنها را اندازهگيرى نموده » .
بار ديگر قرآن خداى يگانه را آفرينندهء نور و ظلمت ، پديد آورندهء روشنى و تاريكى معرفى مىكند و بر عقايد كسانى كه ساليان دراز در گرداب ثنويت دست و پا مىزدند و چنين مىانديشيدند كه ريشهء هستى دوتاست و آفرينندهء نور ، غير از آفرينندهء ظلمت است خط بطلان كشيده و به ايرانى هوشمند ، كه بر اثر سوء تعليمات ، گوشت و پوست و خون او با ثنويت عجين شده بود ، از چنگال اين خرافهء ديرپاى رهايى بخشيده است ، آنجا كه فرموده است :
« الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ
« 2 » ؛
سپاس خدايى را كه آسمانها و زمين را آفريد و تاريكيها و روشنى را پديد آورد » .
قرآن نه تنها خدا را آفرينندهء همهء موجودات و همه نوع مظاهر معرفى كرد و با انديشهء « دوگانگى ريشه هستى » سخت مخالفت نمود ، بلكه در جهانبينى خود ، تقسيم موجودات را به دو دستهء خوب و بد ، خير و شر مردود شناخت و جهان هستى را سراپا خير و زيبا كه هر چيز به جاى خود زيبا آفريده شده است معرفى نمود و چهارده قرن است كه نداى آسمانى او
( أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ )
« 3 »
هامش
( 1 ) . فرقان ( 25 ) آيهء 2 .
( 2 ) . انعام ( 6 ) آيهء 1 .
( 3 ) . « خدايى كه همه چيز را نيكو آفريد » ( سجده ( 32 ) آيهء 7 ) .