بهرهبردارى نمايد ، نه اينكه زندگى او در جمع مال و منصب و يا ديگر غرايز خلاصه گردد .
كسب مال و ثروت ، اعمال غريزهء شهوت و لذايذ نفسانى براى هر فردى لازم و ضرورى است ، ولى مشروط بر اينكه وسيله باشد نه هدف و مورد بهرهگيرى در مسير تكامل او قرار گيرند نه اينكه انسان فداى غريزه گردد . گردآورى مال و ثروت براى اين باشد كه زندگى او را تأمين كند تا اينكه با خاطر آسوده به كسب كمالات روحى و نفسانى بپردازد ، نه اينكه عمر خود را كه بزرگترين سرمايهء زندگى است ، به دلار تبديل نمايد و حاصل عمر ، يك مشت اسكناس و مقدارى آهنآلات و طلا و نقره بشود و همچنين است ديگر غرايز .
اكنون چه كنيم كه در اعمال غرايز ، از هر نوع افراط و تفريط دور بمانيم . يكى از راههاى رهبرى غرايز ، اين است كه شخصيتهاى برجسته را راهنما و الگوى زندگى خود قرار دهيم و از برنامههاى زندگى آنان در شؤون مختلف زندگى درس بگيريم .
در سخنان امير مؤمنان به تأثير امام در رهبرى غرايز ، اشاراتى وجود دارد كه يكى را در اينجا متذكر مىشويم :
« ألا و إنّ لكلّ مأموم إماما يقتدي به و يستضيء بنور علمه ، ألا و إنّ إمامكم قد اكتفى من دنياه بطمريه و من طعمه بقرصيه ؛ ألا و إنّكم لا تقدرون على ذلك ، و لكن أعينوني بورع و اجتهاد و عفّة و سداد ؛ فو اللّه ما كنزت من دنياكم تبرا ، و لا ادّخرت من غنائمها و فرا ، و لا أعددت لبالي ثوبى طمرا ؛
سيماى انسان كامل در قرآن (تفسير سوره فرقان) (فارسى) — صفحة 375
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٣٧٥