« سَآوِي إِلى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ
« 1 » ؛
بالاى كوهى مىروم ، تا مرا از آب و طوفان صيانت بخشد » .
چيزى نگذشت كه آب به دامنهء كوه و قلهء آن رسيد و امواج آب ، فرزند نوح را بلعيد ، نوح از اين جريان سخت ناراحت شد و گفت :
« إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمِينَ
« 2 » ؛
بارالها ، فرزند من از خاندان من است و وعدهء تو تخلفناپذير مىباشد و تو به حق داورى » .
در اين لحظه خطاب آمد :
« إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ
« 3 » ؛
او فرزند تو نيست ، او داراى عمل نازيباست » .
بنابراين از نظر قرآن ، تنها ارتباط جسمى و مادى كافى نيست كه كسى فرزند واقعى پدرى محسوب شود ، بلكه بايد فرزند ، وارث روحيات و معنويات و راه و رسم او نيز باشد .
از اين جهت ، يكى از نشانههاى مردان خدا ، اين است كه پيوسته از خداوند مىخواهند كه نسل آنان ، مايهء چشمروشنى آنان باشد ، چنانكه قرآن مىفرمايد :
« قُرَّةَ أَعْيُنٍ » .
اين درخواست نيز بسان ديگر درخواستها از طريق زبان عملى نمىگردد ، بلكه بايد به موازات درخواست ، عملهاى ارزندهاى
هامش
( 1 ) . هود ( 11 ) آيهء 43 .
( 2 ) . همان ، آيهء 45 .
( 3 ) . همان آيهء 46 .