از حق ( راست ) است و اگر به ظلم ، زور مىگويند ، به دليل اين است كه ستم ، انحراف از حق كه همان عدالت است مىباشد و اگر به تمام معاصى « زور » گفته شود ، به جهت اين است كه گناه ، انحراف از صراط مستقيم است .
ابن فارس يكى از بزرگترين لغتشناسان فرهنگ عرب به خصوص نسبت به ريشهء كلمات است . وى در فرهنگ خود به نام « المقاييس » مىنويسد :
« زور : أصل واحد يدلّ على الميل و العدول ، من ذلك الزور : الكذب ، لأنّه مائل عن طريقة الحقّ « 1 » ؛
زور يك معنا بيش ندارد و آن ، همان تمايل و عدول است . از اين جهت دروغ را « زور » مىگويند ، زيرا سخن دروغ ، عدول از راه حق است » .
راغب در مفردات خود سخن مشابهى ذكر كرده و مىافزايد :
« بئر زوراء مائلة الحفر ؛ چاهى كه كج و مايل حفر گردد ، به آن « زوراء » مىگويند » .
در قرآن مجيد در سه مورد ديگر لفظ « زور » به كار رفته است كه در همه مقصود ، سخن و كار خلاف حق است ، اينك هر سه مورد :
1 .
« اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ
« 2 » ؛ از گفتارى كه بر خلاف حق است بپرهيزيد » . و اگر اين آيه در تفاسير به شرك و يا به شهادتهاى دروغين ،
هامش
( 1 ) . ج 3 ، ص 36 .
( 2 ) . حج ( 22 ) آيهء 30 .