مورد ممنوعيتهاى غذايى پذيراست . وى اعمال منافى عفّت را تا آنجا كه خسارتى بار نياورد ، ممنوع نمىداند و فقط ازالهء بكارت را ايجاد يك نوع خسارت جسمى تلقى مىكند .
اخلاق جنسى غرب را مىتوان در دو مطلب خلاصه كرد :
1 . كمونيسم اخلاقى : در اين مكتب ، براى ارضاى غريزهء جنسى ، هيچ نوع قيد و شرطى نيست ، ولى اين مكتب حتى در منطقهء تولد خود نيز كمكم مطرود شناخته مىشود ، زيرا در اين مكتب ، پيوند نسل با پدر و مادر گسسته مىشود ، درصورتىكه هر پدرى مىخواهد فرزند خود را كاملا بشناسد و هر فرزندى مىخواهد بداند از كدام پدر است .
2 . برتراند راسل مىگويد : بر اثر پيدايش وسايل جلوگيرى ، توليد نسل ارادى شده است ؛ از اين نظر ، آميزش جنسى تا مرز توليد نسل جايز و مشروع مىباشد .
ضررهاى اين نوع سيستم اخلاقى ، بسيار روشن است ، زيرا براى تمايلات جنسى انسان ، حد و مرزى وجود ندارد و هرگز نمىتواند در آن حد و مرزى كه راسل پيشنهاد مىكند توقف و ترمز كند . اين نوع آزادى جنسى ، او را به داخل مرز خواهد كشيد و به قول شاعر عرب زبان ، دختران به تدريج به سوى فساد كشيده مىشوند و هر دخترى با طى مراحل ششگانه در منجلاب فساد و آلودگى فرو مىرود ، چنانكه مىگويد :
نظرة فابتسامة فسلام * فكلام فموعد فلقاء