بودند و تصور مىكردند كه آزاديهاى محدود مىتواند سعادت آنان را تضمين كند ، ولى عملا خلاف آن را مشاهده كرده و وقتى در منجلاب بدبختى غوطهور شدند ، فهميدند اخلاق جنسى امثال راسل ، جز روسپىپرورى چيزى بار نمىآورد .
امروز بسيارى از جوانان ، از ازدواج شانه خالى مىكنند و در ميان گروهى از زنان ، مسألهء بچهدارى و پرورش اولاد به صورت يك امر منفور درآمده است ؛ زنان به ادارهء امور خانه كمتر اهميت مىدهند . ازدواجهايى كه نمونهء وحدت و يگانگى است ، تنها در ميان طبقهء پايبند به مقررات كهن انجام مىگيرد . تمام اين بدبختيها ، معلول همان آزادى جنسى است كه بشر عصر علم و صنعت آن را به ارمغان آورده است .
هرگاه تلذذ جنسى از محيط خانه به خارج رخنه كند ، طبعا علاقه زن و مرد به هم كمتر شده و كانون خانوادگى دچار آشفتگى مىگردد ، عواطف رخت بربسته و خشونت حيوانى بر جامعهء انسانى حكومت مىكند .
در پايان از تذكر دو نكته ناگزيرم :
1 . بهترين راه براى مبارزه با آلودگى اخلاقى و اعمال منافى عفت ، همان ازدواج و طرح زناشويى است و هيچ راهى بهتر از اين نيست زيرا انسان اگرچه با برنامههاى موقت مىتواند جلو طغيان شهوت را بگيرد ، ولى راه علاج قطعى همان ازدواج است و بس .