را تقديس كند ، بلكه مىخواهد براى كسانى كه از بهشت « تجرد » رانده شدهاند ، مجازاتى قائل شود .
عقايد گذشتگان دربارهء زن كه او برزخى ميان حيوان و انسان است و هرگز داراى نفس ناطقه نيست ، به انديشهء پليد بودن ازدواج كمك كرده است و سرانجام ميان غريزهء طبيعى ، كه خواهان ازدواج است و عقيدهء مذهبى ، كه آن را پليد و زشت مىداند ، نبردى جانكاه پديد آورده است .
اسلام نه تنها ازدواج را پليد نمىداند ، بلكه تجرد را يك نوع رهبانيت تلقى كرده و آشكار اعلام كرده است : « لا رهبانيّة في الإسلام » « 1 » . اسلام ازدواج را حافظ دين و اخلاق معرفى كرده است ، آنجا كه فرموده :
« من تزوّج فقد أحرز نصف دينه ؛
هركس ازدواج كند ، نيمى از دين خود را حفظ كرده است » .
اسلام ، علاقهء به زن را نه تنها مايهء پليدى و منافى با معنويت و روحانيت نمىداند ، بلكه آن را از اخلاق پيامبران مىشمارد ، چنانكه مىفرمايد : « من أخلاق الأنبياء حبّ النساء ؛ علاقهء به زن از خوى پيامبران است » .
يكى از اصحاب رسول گرامى به نام « عثمان بن مظعون » ، كار عبادت را به جايى رسانيد كه همهء روزها را روزه مىگرفت و
هامش
( 1 ) . حديث معروفى است كه مفسران نقل كردهاند .