يا دستهاى از ستارگان كه صورت فلكى را تشكيل مىدهند دور از ظاهر آيه است . مقصود از سراج در آيه ، همان آفتاب است ، به گواه آيهء زير :
« وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً
« 1 » ؛
ماه را در آسمانها نور و خورشيد را چراغ قرار داد » .
جامعه عرب ، بالفظ « الرحمن » آشنا نبود
مرحوم طبرسى از اديب معروف جهان عرب به نام « زجاج » نقل مىكند : « رحمان » از اسامى خداست كه در كتابهاى پيشينيان وارد شده است ، ولى عرب جاهلى و يا عرب حجاز با آن چندان آشنايى نداشت ؛ از اين جهت ، وقتى به آنان گفته شد كه براى « رحمان » سجده كنيد ، گفتند : « ما الرحمن ؛ رحمان كيست ؟ »
رحمان به كسى مىگويند كه رحم و شفقت او در آخرين حد قرار گيرد و در حقيقت ، صيغهء مبالغه است و نظير آن در لغت عرب عبارت است از :
1 . عطشان : كسى كه عطش شديد دارد ؛
2 . ريّان : كاملا سيراب از آب ؛
3 . جذلان : شادمان بىنهايت ؛
4 . فرحان : خرسند بىحد « 2 » .
هامش
( 1 ) . نوح ( 71 ) آيهء 16 .
( 2 ) . مجمع البيان ، ج 4 ، ص 176 ، ط صيدا .