« وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا مُبَشِّراً وَ نَذِيراً ؛
ما تو را نفرستاديم ، جز بشارتدهنده و بيمرسان » .
در اينجا از يادآورى دو نكته ناگزيريم :
1 . بر خلاف انديشهء مسيحيان كه آيين مسيح را آيين محبت و او را مبشّر و سفير بشارت مىدانند ، تنها مهر و مودّت ، سازندهء اجتماع و انسان كامل نيست و به جاى اينكه اهل محبت باشيم ، بايد اهل هدف باشيم و اگر روزى مصالح اجتماع ايجاب كرد ، از عوامل قهر و خشم ، بيم و اندرز نيز استفاده كنيم .
مهر و مودّت به جاى خشم و غضب ، مايهء تباهى اجتماع و از هم گسسته شدن نظام زندگى است ؛ كسانى كه به نواميس و اموال مردم تجاوز مىكنند ، بايد تنبيه و مجازات شوند ، لبخند زدن بر چهرهء قاتل و آزاد كردن زانى و سارق ، سبب گسترش جنايت در اجتماع مىگردد .
دانشآموزى كه اوقات تحصيل خود را در مراكز آلوده تباه مىكند و در پايان سال از عهدهء امتحانات برنمىآيد و به هيچ تذكرى گوش نمىدهد ، حتما بايد مجازات شود و ارفاق به چنين فرد ، علاوه بر اينكه روح تحصيل را در ديگران مىكشد و حقوق آنان را ضايع مىسازد ، خود ، ستمى است بر اين فرد كه درس نخوانده ترقى مىكند و سرانجام از اجتماع طرد مىشود و با شكست مواجه مىگردد و در حقيقت ، كيفر خشم ، نسبت به اين افراد ، مهرى است كه از جانب مربى بر اجتماع و چه بسا به خود