ارزندهاى است كه خود عمل خواهناخواه آن را به دنبال دارد .
مقصود از عامل « بازدارنده » ، همان كيفرهايى است كه از جانب قانونگذار ، متوجه متخلفان و گروه عصيانگر مىگردد و يا آثار شوم و عواقب بدى است كه دامنگير افراد مجرم و گنهكار مىشود .
فرض كنيد آموزگارى مىخواهد در كلاس خود با آفت جهل و نادانى مبارزه كند و دانشآموزانى را كه چندان به اندوختن دانش ، اظهار علاقه نمىكنند ، به فراگيرى علم و دانش وادار سازد ؛ يك چنين مربى براى رسيدن به مقصد بايد از دو عامل محرك و بازدارنده استفاده كند : از يك طرف بايد آثار و منافع سرشار علم و دانش را براى آنان تشريح كند و از طرف ديگر ، مضرّات جهل و نادانى را كه زندگى انسان را تيره و تار كرده و او را به خاك ذلت مىنشاند ، بيان نمايد . در اين صورت ، دانشآموزان با در نظر گرفتن آثار ارزندهء علم به فراگيرى آن ، علاقه پيدا كرده و با توجه به آثار جهل و بىسوادى از عواملى كه آنان را به سوى آن مىكشند ، دورى مىجويند . بنابراين ، چنين مربيى ، هم بشير است و مبشّر و هم نذير است و منذر .
فىالمثل ، گروهى از جوانان كه به مواد مخدر معتاد شدهاند در اختيار مربى دلسوزى قرار مىگيرند تا آنان را از چنگال چنين بيمارى مهلك برهاند ، در اين راه ، تنها تشويق و تعيين پاداش براى كسانى كه با ارادهء قاطع ، تصميم بر ترك آن بگيرند ، كافى نيست ، بلكه بايد از عوامل بازدارنده ، مانند نشان دادن فيلمهاى مربوط به
سيماى انسان كامل در قرآن (تفسير سوره فرقان) (فارسى) — صفحة 197
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص١٩٧