در آب غرق كرديم و ( سرگذشت آنان را ) مايهء عبرت و پند براى مردم قرار داديم و براى ستمگران عذابى دردناك آماده كردهايم » .
38 .
وَ عاداً وَ ثَمُودَ وَ أَصْحابَ الرَّسِّ وَ قُرُوناً بَيْنَ ذلِكَ كَثِيراً ؛
( نه تنها آنان را نابود كرديم بلكه ) قوم عاد و ثمود و كسانى كه در بيابان و يا كنار چاهى يا نهرى به نام « رس » زندگى مىكردند و اقوامى را كه ميان اين دو گروه مىزيستند نيز نابود كرديم .
39 .
وَ كُلًّا ضَرَبْنا لَهُ الْأَمْثالَ وَ كُلًّا تَبَّرْنا تَتْبِيراً ؛
همگى را پند و اندرز داديم و ( حجت را تمام نموديم و سرانجام بر اثر مخالف ) آنها را به كلى نابود كرديم .
40 .
وَ لَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَ فَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَها بَلْ كانُوا لا يَرْجُونَ نُشُوراً ؛
اينها به آن دهكدهاى كه باران بر آن باريد ( و همگى سنگ باران شدند ) عبور كردهاند ، آيا ( سرگذشت رقّتبار ) مردم آنجا را نديدهاند ؟ چرا ، ديدهاند ، ولى آنان به زندگى مجدد ايمان ندارند .
تا اينجا ، انتقادها و خردهگيريهاى دوازدهگانهء مشركان مكه ، از نبوت و رسالت شخصى مانند پيامبر گرامى به شيوهء خاصى در اين