سوره مطرح گرديد و قرآن مجيد به همهء آنها پاسخ گفت و روشن ساخت كه هيچ كدام از پندارهاى واهى و سست نمىتواند مانع از رسالت بشرى از جانب خدا گردد و انگيزهء ايرادكنندگان ، جز بهانهجويى و شانه خالى كردن از زير بار سنگين وظايف مذهبى ، چيز ديگرى نيست و اگر آنان از ديدهء دلباختگان حقيقت به رسالت پيامبر گرامى اسلام مىنگريستند و زندگى و روش دعوت او را با ديگر پيامبران آسمانى مقايسه مىنمودند ، تصديق مىكردند كه مسير زندگى و نحوهء دعوت او با ديگر پيامبران آسمانى تفاوتى ندارد و همهء آنان برگزيدهء مقام الهى و مروّج يك مكتب هستند .
اكنون بايد از منكران رسالت پيامبر گرامى اسلام پرسيد كه چگونه رسالت انبياى پيشين را - كه بسان رسول خدا بشر بودند و غذا مىخوردند و در بازارها راه مىرفتند و گنج و باغى نداشتند و هيچگاه فرشتهاى آنها را به ظاهر همراهى نمىكرد - پذيرفتهاند ، ولى در رسالت پيامبر به شك و ترديد افتاده و يا به انكار آن برخاستهاند ؟ در اين صورت بايد گفت : انگيزهء تظاهر به شك و انكار ، همان است كه به آن اشاره شد .
قرآن مجيد ، پس از تجزيه و تحليل ايرادهاى دوازدهگانهء آنان ، مطلب را از طريق ديگر تكميل مىنمايد و مىفرمايد : انكار دعوت مردان آسمانى ، شيوهء مستمرّى در ميان اقوام بوده است و رسالت سفيران آسمانى ، پيوسته مورد انكار و تكذيب گروههاى مستبد و متجاوز و متكبر قرار داشته است و هرگاه ما شخصيت برگزيدهاى
سيماى انسان كامل در قرآن (تفسير سوره فرقان) (فارسى) — صفحة 157
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص١٥٧